آوا آوا ، تا این لحظه: 16 سال و 2 ماه و 4 روز سن داره

آوا خانم نازنازی

دستتون درد نکنه!

آوا جونم مدیریت نی نی وبلاگ زحمت کشیدن کار آپلود عکسها رو راحت کردن. دستشون درد نکنه. حالا منم چند تا از عکسهاتو میذارم تا دوستاتم ببینن. اولین لحظه های اومدنت : اولین خنده : مامانش قربون دماغ گندش بشه!!! هفت شب : اولین رورواک سواریت : یه جوری نگاه می کنی انگار میخوای غرغر کنی آره؟؟!! دندون نشونی : چیکار کنیم دیگه بادکنک دندون نشونت مبارک نمی زنن مجبوریم تولدت مبارک بذاریم! این عکستم خیلی دوست دارم : ...
8 خرداد 1390

مسافرت

آوا خانمی من دو هفته پیش اولین مسافرتش رو رفت. آخر هفته رفتیم قزوین خونه خاله فرشته و عمو داوود. جای همگی خالی خیلی خوش گذشت. دخترم اونقدر ذوق داشت که نگو. با همه خوش اخلاق بود و کلی هم می خندید. مثل اینکه از خونه عمو داوود اینا خیلی خوشش اومده بود . جمعه رفتیم کوههای رازمیان. جای قشنگیه، هر چند به سرسبزی گیلان نیست ولی زیبایی خاص خودشو داره. خاله فرشته یه عالمه عکس از دخملی گرفت که دوتاشو دوست دارم .         ...
8 خرداد 1390

مامانا مواظب باشید!!!!!!!!

دیروز داشتم یه مطلب تو یه کتاب می خوندم در این خصوص که امواجی که از موبایلها پخش می شه خیلی برای بدن انسان مضرره . یه تحقیقی انجام داده بودن در خصوص کسی که به خاطر کارش در روز ٦ ساعت با موبایل حرف میزده و باعث شده در اوایل میانسالی به مرض فراموشی مبتلا بشه. آوا خانم من هم همیشه عشق گوشیه و هی می خاد از آدم بگیرتش. نمی دونم از دستش چیکار کنم . آخه شیطون مامان نمیگی اذیت می شی ؟ از بس عشق گوشی هستی که پدر گوشی من و پدری رو در آوردی.       تورو خدا شما مواظب بچه هاتون باشین . من که حریف این دختره نمی شم. از ترسش گوشیهامونو قایم می کنیم.   ...
5 خرداد 1390

مادر

مادر واژه ای وصف نشدنیه ... وقتی کنارش هستی او رونمی شناسی ولی وقتی ازش دور میشی تازه میفهمی چه گوهریه. وقتی مادر میشی تازه دلشوره هاشو می فهمی ..... تازه می فهمی که هیچ کسی نمی تونه مامان آدم باشه . فقط مامانته که وقتی ناراحتی براش درد دل می کنی... دلتنگیهاتو رو شونش خالی میکنی ... مادر عزیزم ای کسی که همه چیز من از توست ...ای که هنوز جای خستگیهای یه عمر توی چین و چروکهای صورتته ... دوستت دارم به اندازه تمام ستاره های بچگیهام .... به اندازه تمام دنیای بچگیهام..... مادرم دوستت دارم. ...
4 خرداد 1390

روزهایی که می گذرند

چوچول مامان سلام روزها همینطور می گذرن و تو روز به روز بزرگتر میشی و روز به روز شیرینکاری های جدید یاد می گیری و من و پدری روز به روز از هدیه قشنگ خدا لذت می بریم. تعطیلات هفته پیش خوب بود . یه شب من و تو رفتیم خونه عزیز و آقا جون ( پدر و مادر من) و کلی خوش گذروندیم. فرداییش هم با پدری رفتیم خونه عزیز پیر پیری ( مادر بزرگ پدری ) و اونجا هم خوش گذشت. وای که من چقدر اردیبهشتو دوست دارم . نه هوا اونقدر گرم شده که شرجی شدن هوای رشت اذیتت کنه و نه پشه ها اومدن. یه هوای ناب دونفره ............    نه ببخشد سه نفره!!!!!!!!   راستی...............خونه دایی جون که رفتیم برای اولین بار بهت نون دادم دستت و تو...
20 ارديبهشت 1390

باید ها و نبایدهای سه گانه زندگی

  سه چیز در زندگی پایدار نیستند    Dreams   رویاها    Success   موفقیت ها    Fortune   شانس        Three things in life that, one gone never come back   سه چیز در زندگی قابل برگشت نیستند    Time   زمان    Words   گفتار    Opportunity   موقعیت          Three things in human life are destroyed   سه چیز در زندگی انسان را خراب می کنند     Alcohol   الکل     Pride   غرور     Anger   عصبانیت      &nb...
15 ارديبهشت 1390

پیشو پیشو!

آوای ناز نازی من. هر روز که بزرگتر میشی رفتارهات جالبتر میشه و من و پدری بیشتر عاشقت میشیم. دیروز عصر با هم تنها بودیم و یه فیلم خیلی قشنگ ازت گرفتم . فکر کنم وقتی بزرگ بشی و فیلم خودتو ببینی کلی قربون صدقه خودت بری. صورتمو بهت نزدیک می کردم و می گفتم: پیشو پیشو پیشو ..... و تو قش قش می خندیدی . شب فیلمو به پدری نشون دادم و اون هم کلی حالشو برد.   مامانش قربون دخملش بشه الهی!!!!!!!!!!!!!!     ...
13 ارديبهشت 1390